محمد مهدى ملايرى
121
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنها يا به سبب نسب ولاءشان به قبيلهاى از قبايل عربى يا به علتهاى ديگر همه از اعراب يا وابستگان آنها قلمداد مىشوند . و بدينسان در اين تاريخ و فرهنگ جاى شايستهاى براى مسلمانان ديگر باقى نمىماند . و با اين حساب آنها هم كه در دوران معاصر چه در نوشتهها و گفتههاى خود و چه در برنامهء مدارس و دانشگاههاى خود تاريخ اسلام را تاريخ عرب و فرهنگ و تمدن اسلامى را فرهنگ و تمدن عربى و خلافت اسلامى را هم امپراطورى عربى مىخوانند خود را دور از صواب نمىپندارند . و نبايد از نظر دور داشت كه چنين برداشتى از اسلام و عرب هرچند ريشه در پندار قديمى تعريب اسلام دارد . ولى در خلأيى پرورشيافته و باليده است كه از قصور و غفلت مدارس اسلامى ايران نسبت به تاريخ اسلام و فرهنگ اسلامى ايرانيان بهوجود آمده است ، چه به شرحى كه در سير تاريخ اسلام و گسترش و شكوفائى فرهنگ آن در اين سرزمين و به پايمردى مردمى از همين ديار گذشت ، اين وظيفهء مدارس اسلامى و مراكز علمى همين ديار بوده و هست كه با درس و بحث و تحقيق علمى ، هم تاريخ صحيح آن دوران را باز نمايند ، و هم تاريخسازان واقعى آن دوران را بهدرستى بشناسانند ، مگر نه اين است كه مدارس اسلامى اين ديار وارثان علماى سلف اين سرزمين هستند ، و مىبايستى حافظان آثار واقعى آنان نيز باشند ؟ تحقيق علمى در تاريخ و فرهنگ اسلام وقتى سخن از تحقيق علمى مىرود بهويژه اگر تحقيق در تاريخ يا فرهنگى باشد ، خواهناخواه ذهن متوجه اصول و نهادهائى مىشود كه محققان امروز آنها را از مقدمات و لوازم ضرورى تحقيق و از الفباى اين روش مىشمارند . به نظر اين محققان براى تحقيق در هر تاريخ و فرهنگى بايد نخست كسانى كه آن تاريخ را ساخته و آن فرهنگ را پرداختهاند بهدرستى شناخته شوند . يعنى قوم و ملّتى كه بدان مىپيوستهاند ، و زمانى كه در آن مىزيستهاند ، و مكانى كه در آن پرورش يافته و